هیچ چیز طبیعی نیستــ هیچ چیز روی روال نیستــ
هیچ چیز طبیعی نیستــ هیچ چیز روی روال نیستــ
هیچ کس آشنا نیستــ هیچ کس خودش نیستــ
من نمی خندمـ . . . راه نمی رومـ
حرفــ نمی زنمـ . . . حتی سکوتــ همـ نمی کنمـ
فقط فریاد می زنمـ . . .
اما نه در بیداری بلکه در خوابــ
این روزها ناجی کمـ شده و
من هر طرفــ می رومـ دستی به سویمـ دراز می شود
بی آنکه توانی برای گرفتن آنها داشته باشمـ
من آنقدر زیر فشارمـ که حتی
دستان خودمـ را همـ نمی توانمـ بگیرمـ چه برسد به . . .
طبیعی ستــ باید عادتــ کنیمـ
اما قبول ندارمـ که عادتــ کردن به این آسانی هاستــ
وقتی درونتــ کس دیگری ستــ
وقتی از آن یکـ خلاصه هستی
آری من اسیرمـ
اسیری از جنس اجبار
بد یا خوب حلالم کنین
هیچ کس آشنا نیستــ هیچ کس خودش نیستــ
من نمی خندمـ . . . راه نمی رومـ
حرفــ نمی زنمـ . . . حتی سکوتــ همـ نمی کنمـ
فقط فریاد می زنمـ . . .
اما نه در بیداری بلکه در خوابــ
این روزها ناجی کمـ شده و
من هر طرفــ می رومـ دستی به سویمـ دراز می شود
بی آنکه توانی برای گرفتن آنها داشته باشمـ
من آنقدر زیر فشارمـ که حتی
دستان خودمـ را همـ نمی توانمـ بگیرمـ چه برسد به . . .
طبیعی ستــ باید عادتــ کنیمـ
اما قبول ندارمـ که عادتــ کردن به این آسانی هاستــ
وقتی درونتــ کس دیگری ستــ
وقتی از آن یکـ خلاصه هستی
آری من اسیرمـ
اسیری از جنس اجبار
بد یا خوب حلالم کنین
- ۴۷۹
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط