{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«یه لالایی می گم با عشق

«یه لالایی می گم با عشق

یه لالایی از عشق

برای عشق

بخواب ای عشق تو آغوش پر از عشق
ببین عشقو تو این چشمای عاشق
یه لالایی به رنگ ارغوانی

که میگم برات از عشق با مهرونی
بگیر دستمو امشب تا بخونم

از عشق پاکمون برات بخونم
چقد خوبه برای تو بخونم

برات از عاشقیمون شعر بخونم
لالایی هام پر از عشق و نیازه

عزیزم به آغوشت خیلی نیازه

به یاد امشبی که هر دو باهم

به زیر نور ماه تو آغوش هم
یکی بغض کرده بود و یکی می خندید

که عشقش نکنه از غم بمیرهفدای اون لب خندون عشقم

که پر غصه است دلش اما می خندید
بد مق می فقطا من کت سین خمجود
می خندید تا دلم از غصه ولشه

تا بزم عشقمون از غم رها شه
لالاکن آی فرشته آی عزیزم

ولی ماهی برات بی قراره

می خواد نازت کنه تا دم دم صبح

بر روی سینه ی تو جون بگیره

لالایی که تموم شد دستمو از روی کمرش به موهای بلندش رسوندم .داشتم آروم آروم نوازشش

می کردم کنار دریا زیر نور ماه اون چهره ی معصومانه اش خیلی زیبا شده بود
یه بوسه ای نرم روی موهاش کردم که سرشو از روی شونم برداشت تویه چشمام زل زد و

گفت:«یه چیزی برات دارم؟

-چی؟

دستشو آورد جلوم دوتا گردنبند ازش آویزون بود .پلاک وسطش یه قلب نصفه بود هر دوتاشون

عین هم بودن با تعجب نگاش کردم و گفتم:«قلب نصفه ؟ چرا اینا قلباشون نصفه؟

با همون نگاه معصومش نگاهم کرد و گفت:«یه دقیقه نگاه کن.»
دیدگاه ها (۱)

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

سناریو

پارت شانزدهم چشم‌هاش پر از خواهش و یه حسِ شیرینِ عاشقی بود....

همسایه طبقه بالا

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط