{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که سالها بعد در اوج گیرو دار 40 سالگی، از خستگی

تو همانی که سالها بعد در اوج گیرو دار 40 سالگی، از خستگی چشمانم را روی هم میگذارم و به تو فکر میکنم !
وحتی بعداز گذشت 20 سال هنوز هم امید دارم به اینکه روزی میتوانم تورا داشته باشم و با همان امید به خواب
میروم!!!
دیدگاه ها (۱)

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۳(l...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

چندپارتی تهیونگ

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط