{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر
گفتم: برای کی؟
گفت: برای هدیه دادن به عشقت!
گفتم: اگر عشقم به عشقش هدیه داد چی؟!
لحظه ای سکوت کرد و گفت: پول نداری گوه فلسفی نخور
دیدگاه ها (۷)

اقايوني که ابروهاشونو نازک برميدارنتوجه داشته باشين که :.......

معلم یه کرم گذاشت رو میز و یه قطره از مشروبات الکلی ریخت روش...

یک عدد دوست پسر هستمدر حد نوماله یه خانم دکتر بودمفقط بوسم م...

۱

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_30یونا به او نگاه کرد.«یعنی چی؟...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۵: انفجارِ نهایی اون لحظه، تمامِ دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط