{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلخ و شیرین 🧸

تلخ و شیرین 🧸
پارت¹¹
میا:باشه خیلی خوش اومدید
آقا
ته:هوفففف تهیونگ
میا:باشه امممم تهیونگ
ته:حالا شد
خدا حافظ
میا:خدا حافظ
فلش بک به ۸ سال قبل
اسم پدر میا جونگو و مادرش مانا
جونگو:مانا ما مجبوریم که میا رو ترک کنیم
مانا:آخه یعنی چی (گریه) چرا ما باید به خاطره اون مردک از دخترمون بگذریم
جونگو:اگه ترکش نکنیم اون میکشدش
مانا:(گریه شدید)
جونگو:وقت برای فکر کردن نیست
و میا رو می‌زارن دم در پرورشگاه
و میرن
فلش بک به ۳سال بعد
اسم پدر ته تاکو و مادرش تیسا
تاکو:پسرم میدونی که اونا دشمن ما هستن
ته:آره بابا می‌دونم
تاکو:پس باید تو دخترشون رو پیدا کنی تا اون سند رو ازش بگیریم
ته:بعد دختره رو چیکار میکنیم
تاکو و تیسا:میکشیمش
اونا پدر بزرگت رو کشتن
ته:چشم
من قول میدم پیداش میکنم
فلش بک به چند روز قبل از اینکه ته میا رو برای اولین بار ببینه
ویو ته💃🏻
امروز بعد از سال ها تونستم اون دختر رو پیدا کنم
باید یه جوری اونو عاشق خودم کنم
فهمیدم که
اون امروز
میره یه کافه
و منم قرار بود برم تا برای اولین بار
ببینمش
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹²وقتی که واردکافه شدم دیدم که با دوست پسر...

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹³ میا:دیگ سمت منو دوستام پیدات نشه لطفاً ...

تلخ و شیرین 🧸 پارت¹⁴پاشدم و رفتم جلوی آینه و آنقدر که گریه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط