بعد همه رفتن بخوابیدن روز بعد لیگ شرور ها به یو ای حمله ک
بعد همه رفتن بخوابیدن روز بعد لیگ شرور ها به یو ای حمله کردن آمه رفت جلو با شیگاراکی جنگید و زخمی شد هر وقت استاد ایزاوا و بقیه بچه های دیگه اومدن دیدن که آمه بد جور زخمی شده و کنارش یه عکس از همه کلاس ای بود و روش نوشته بود بهترین دوستام با کوگو اون عکسو دید و زد زیر گریه
باکوگو :چرا ای کاش من به جای آمه زخمی میشدم این همش تخسیر منه همش تخیسر منه
دکو: کاچان خودتو مقصر ندون
باکوگو: چطوری دکو ها چطوری خودمو مقصر ندونم
بعد استاد ایزاوا اومد
ایزاوا : باکوگو این همش تخسیر من بوده من به حرف آمه گوش ندادم
و ایزاوا هم زد زیر گریه(از ایزاوا بعیده گریه کنه😑)
یک هفته بعد : آمه هنوز به هوش نیومده بود باکوگو کنارش نشسته بود داشت گریه میکرد و سرشو ناز میکرد بعد چشم آمه تکون خود به هوش اومد
آمه :باکوگو چرا داری گریه میکنی
باکوگو : خیلی خوشحالم که زنده ای
آمه : مگه چی شده ان اینجا کدوم قبرستونیه
باکوگو: اینجا بیمارستانه و اینکه تو به شیگاراکی حلمه کردی ولی زخمی شدی و همه نگرانت بودیم آمه (با لحن گریه کردن )
بعد آمه رو بغل کرد گفت
باکوگو : دیگه این کارو با خودت نکن
روز بعد آمه دوباره به مدرسه اومد همه خوشحال شاد بودن
باکوگو :چرا ای کاش من به جای آمه زخمی میشدم این همش تخسیر منه همش تخیسر منه
دکو: کاچان خودتو مقصر ندون
باکوگو: چطوری دکو ها چطوری خودمو مقصر ندونم
بعد استاد ایزاوا اومد
ایزاوا : باکوگو این همش تخسیر من بوده من به حرف آمه گوش ندادم
و ایزاوا هم زد زیر گریه(از ایزاوا بعیده گریه کنه😑)
یک هفته بعد : آمه هنوز به هوش نیومده بود باکوگو کنارش نشسته بود داشت گریه میکرد و سرشو ناز میکرد بعد چشم آمه تکون خود به هوش اومد
آمه :باکوگو چرا داری گریه میکنی
باکوگو : خیلی خوشحالم که زنده ای
آمه : مگه چی شده ان اینجا کدوم قبرستونیه
باکوگو: اینجا بیمارستانه و اینکه تو به شیگاراکی حلمه کردی ولی زخمی شدی و همه نگرانت بودیم آمه (با لحن گریه کردن )
بعد آمه رو بغل کرد گفت
باکوگو : دیگه این کارو با خودت نکن
روز بعد آمه دوباره به مدرسه اومد همه خوشحال شاد بودن
- ۹۸۱
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط