{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سبد چلچله نا آرام

یک سبد چلچله نا آرام
دشت افسانه تابستانم
آفتاب افق مهر و جنوب
می شوم روشن و چون شمع شمـــال
من پرستار تپش های طلوع سحــــرم
من نگهبان قفس های تو و عاطفه ام
همچو مرغ نسبی
من تو ام
دیدگاه ها (۱)

درودهای خدا بر تو پرستار / که هستی ناجی و دلسوز بیمارادامه م...

دئدیم آزجور ائله جانا دئدی عادت بئله دیردئدیم اغیاریله گزمه ...

اصلا ای اهل عالم کیمیا داریم مابارش مهریم بر درمانده ها و در...

از تجهیزات ساخت زنجان است کارایی خوبی داره

...شانه های تو؛همچو صخره های سخت و پر غرورموج گیسوان من در ا...

«تولدی دیگر» «فروغ فرخزاد»ای شب از رؤیای تو رنگین شدهسینه از...

عاشقانه

شمع سوزان توام پروانه را گم کرده امصاحب میخانه ام پیمانه را ...

شمع سوزان توام پروانه را گم کرده امصاحب میخانه ام پیمانه را ...

شمع سوزان توام پروانه را گم کرده امصاحب میخانه ام پیمانه را ...

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کردو اشک من تو را بدرو...

و از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کردو اشک من ترا بدرود خ...

من اینجا ریشه در خاکمتو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط