وقتی سرطان داشتی پارت

وقتی سرطان داشتی پارت 5
ویو جیهوپ.....
میونگ‌رو بغل کرده بودم که خوابش برد.
از تخت آروم اومدم پایین از اتاق اومدم بیرون گه دیدم صدای ناله از اناق سنا میومد رفتم تو اتاقش گه دیدم داره به خودش میپیچه سریع رفتن سمتش.
جیهوپ:سنا.خوبی؟(با نگرانی)
سنا:نه.(با گریه)دلم درد میکنه.
جیهوپ:دارو خوردی؟(با نگرانی)
سنا:آره(گدیش شدید شد.)
جیهوپ سنا رو بغل کرد و گفت:هیششششش...آروم باش...الان مامانت بیدار میشه.
ویو سنا....
دلم خیلیییی درد میکرد.
بابام دلمو ماساژ داد.
حالم بهتر شد.
منم دراز کشیدم ک بابام من تو بغلش جا کرد.
بعد از چند دقیقه مامانم که بیدار شده بود اومد پیشمون.
بعد از چند دقیقه من خوابم برد.
ویو راوی.....
جیهوپ همینجوری که داشت سر سنا رو ناز میگرد به میونگ گفت:میونگ؟
میونگ:هوم؟
جیهوپ:سنا رو بخاطر پریودی ببریمش بیرون و جشن بگیریم؟
میونگ:باشه ستعت چنده؟
جیهوپ:5
میونگ:اوکی من میرم آماده شم.
میونگ رفت جیهوپ هم سنا رو بیداد کرد:سنا.سنا.
سنا:هوم(خواب‌آلود)
جیهوپ:پاشو میخوایم بریم ییرون.
سنا تا اینو شنید سریع از جاش بلند شد و رفت آماده شد جیهوپ هم رفت لباساش رو پوشید.
دیدگاه ها (۰)

بچه هااز گیلیتره منظورم‌کیلیتر سنا بود.

وقتی سرطان داشتی پارت آخرجیهوپ،میونگ و سنا با هم دیکه رفتن ش...

وقتی سرطان داشتی پارت آخرجیهوپ،میونگ و سنا با هم دیکه رفتن ش...

وقتی سرطان داشتی پارت3سلام 👋 من,جانگ جیهوپم.31 سالمه.ی دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط