قشنگ ترن اشتباه پارت
قشنگ ترن اشتباه پارت ²⁸
کمی بعد ازم فاصله گرفت و گفت....
_ خب خانم پارک بذار چند تا چیز رو برات روشن کنم !!
+ اوهوم....
_ ¹ با پسرا گرم نمیگیری ، ² با کسی توی مهمونی گرم نمیگیری ، ³ منو هر جور دوست داری صدا میکنی ، ⁴ بدون هماهنگی بیرون نمیری ، ⁵ لباس باز نمیپوشی و ⁶ اینکه اگه توهم چیزی لازمه بگو !!
+ اوه اوه....تو همونی نیستی که گفتی سرت غیرت ندارم ؟! (خنده)
_ اون موقع شیطون شده بودی خواستم بزنم به ذوقت....پس چیزی نیست که بگی ؟!
+ امممم....نه !!
_ خب پس آماده شو بریم بیرون....
+ کجا ؟!
_ خرید....
+ باشه من میرم حاضر شم !!
از اتاقش خارج شدم و به سمت اتاقم رفتم....
برای لباس یه کراپ سفید زیر و یه کت و شلوار مشکی روش پوشیدم....ست قشنگی توی تنم در اومد !!
با اکسسوری و کیف و کفش پاشنه دار تکمیلش کردم....
پش میز آرایشی نشستم و میکاپ ملایم اما قشنگی کردم....جون عجب چیزی شدم !!
موهامو باز گذاشتمو و با گذاشتن عینک آفتابیم روشون کاملش کردم....
از اتاق خارج شدم و رفتم تو هال....جیمین توی آینه قدی خونه در حال بستن کرواتش بود !!
بلوز سفید با کت شلوار مشکی و کروات مشکی پوشیده بود....
خیلی شیک شده بود....البته بذارین کامل بگم !!
همیشه بوده هست و خواهد بود !!
( موافقین ؟! )
مثله اینکه با کرواتش به مشکل خورده....
الانه که پارش کنه....سمتش رفتم و گفتم....
+ بده من !!
رو به روش وایسادم و کرواتشو بستم....
تمام مدت بهم زل زده بود و لبخند رو لباش بود....چه فکری تو سرشه یعنی ؟!
+ تموم شد !!
_ ممنون....
+ خواهش میکنم !!
نگاهی به سر تا پام انداخت و خوب آنالیزم کرد....
گفتم....
+ خوب شدم ؟!
_ اوهوم خوشگل شدی !!
+ مرسی !! (لبخند)
کتشو پوشید و گفت....
_ خب دیگه بریم....
به سمتم اومد و دستمو گرفت و باهم از خونه خارج شدیم....
هرکی ندونه فکر میکنه از عمد باهم ست کردیم....اما این کاملا تصادفی بود !!
هرچند خودم عاشق ترکیبمون شدم....
ادامه دارد....
¹⁸ لایک
کمی بعد ازم فاصله گرفت و گفت....
_ خب خانم پارک بذار چند تا چیز رو برات روشن کنم !!
+ اوهوم....
_ ¹ با پسرا گرم نمیگیری ، ² با کسی توی مهمونی گرم نمیگیری ، ³ منو هر جور دوست داری صدا میکنی ، ⁴ بدون هماهنگی بیرون نمیری ، ⁵ لباس باز نمیپوشی و ⁶ اینکه اگه توهم چیزی لازمه بگو !!
+ اوه اوه....تو همونی نیستی که گفتی سرت غیرت ندارم ؟! (خنده)
_ اون موقع شیطون شده بودی خواستم بزنم به ذوقت....پس چیزی نیست که بگی ؟!
+ امممم....نه !!
_ خب پس آماده شو بریم بیرون....
+ کجا ؟!
_ خرید....
+ باشه من میرم حاضر شم !!
از اتاقش خارج شدم و به سمت اتاقم رفتم....
برای لباس یه کراپ سفید زیر و یه کت و شلوار مشکی روش پوشیدم....ست قشنگی توی تنم در اومد !!
با اکسسوری و کیف و کفش پاشنه دار تکمیلش کردم....
پش میز آرایشی نشستم و میکاپ ملایم اما قشنگی کردم....جون عجب چیزی شدم !!
موهامو باز گذاشتمو و با گذاشتن عینک آفتابیم روشون کاملش کردم....
از اتاق خارج شدم و رفتم تو هال....جیمین توی آینه قدی خونه در حال بستن کرواتش بود !!
بلوز سفید با کت شلوار مشکی و کروات مشکی پوشیده بود....
خیلی شیک شده بود....البته بذارین کامل بگم !!
همیشه بوده هست و خواهد بود !!
( موافقین ؟! )
مثله اینکه با کرواتش به مشکل خورده....
الانه که پارش کنه....سمتش رفتم و گفتم....
+ بده من !!
رو به روش وایسادم و کرواتشو بستم....
تمام مدت بهم زل زده بود و لبخند رو لباش بود....چه فکری تو سرشه یعنی ؟!
+ تموم شد !!
_ ممنون....
+ خواهش میکنم !!
نگاهی به سر تا پام انداخت و خوب آنالیزم کرد....
گفتم....
+ خوب شدم ؟!
_ اوهوم خوشگل شدی !!
+ مرسی !! (لبخند)
کتشو پوشید و گفت....
_ خب دیگه بریم....
به سمتم اومد و دستمو گرفت و باهم از خونه خارج شدیم....
هرکی ندونه فکر میکنه از عمد باهم ست کردیم....اما این کاملا تصادفی بود !!
هرچند خودم عاشق ترکیبمون شدم....
ادامه دارد....
¹⁸ لایک
- ۶۲۵
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط