{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p7

p7
لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرفتم)

پدر لونا:ای دختره هرزه هم تو هم اون بچه ات رو میکشم

لونا:تو مشکلت این بود که با تهیونگ دعوا میکنم حالا که میخوام برگردم چی*داد

تهیونگ:(اومد هلش داد)بسه از خونم برو بیرون*داد

پدر لونا:(به لونا نگاه کرد)(تو دستش چاقو بود)باشه ولی..(اومد سمت تهیونگ که

لونا:دیدم رفت سمت تهیونگ رفتم سمتش بغلش کردم تا نخوره بهش ولی.....

《۱۳ لایک
۱۲ کامنت》
دیدگاه ها (۲۴)

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃپارت۷*ویو لیااه دختره ج*دهاصلا قرار بود خاله منو زنه...

عشقی حقیقی

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

the first lie

این پایین رو ببین🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست دو از ماشین پیاده شدم...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۱$کایرا داشت از سکو پایین می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط