{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5
یهو لونا جیغ کشید
لونا:بابایییی اونجا نهههه

جیمین:باشه باشه آروم باش

(بعد از اینکه ماساژ داد رفت قهوه داغ اورد)

جیمین:تو این مدت باید مراقب خودت باشی

لونا:قراره تنبیهم کنی؟

جیمین:تنبیه برا چی؟؟؟

لونا:اخه من دیگه نمیتونم که....

《۱۰ لایک
۱۰ کامنت》
(میدونم کم گذاشتم ولی واقعا درسام زیاد شده ببخشید)
دیدگاه ها (۱۲)

p22خودش رو از پل پایین انداخت تنها چیزی که می شنید جیغ داد ه...

p7لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرف...

p6پدر لونا:ولی چی؟؟؟(افتاد رو زانوهاش)لونا:من....حاملم پدر ل...

i love you♡

زندگی عذاب اور «۱۷» سری چیفویو رو بردیم بیمارستان*چند ساعت گ...

ددی جئون ات: داخل راه خوابم برد بعد از ۵مین رسیدم پیاده شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط