{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5
یهو سانا جیغ کشید
سانا:بابایییی اونجا نهههه

جیمین:باشه باشه آروم باش

(بعد از اینکه ماساژ داد رفت قهوه داغ اورد)

جیمین:تو این مدت باید مراقب خودت باشی

سانا:قراره تنبیهم کنی؟

جیمین:تنبیه برا چی؟؟؟

سانا:اخه من دیگه نمیتونم که....

《۱۰ لایک
۱۰ کامنت》
(میدونم کم گذاشتم ولی واقعا درسام زیاد شده ببخشید)
دیدگاه ها (۱۴)

p22خودش رو از پل پایین انداخت تنها چیزی که می شنید جیغ داد ه...

p7لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرف...

p6پدر لونا:ولی چی؟؟؟(افتاد رو زانوهاش)لونا:من....حاملم پدر ل...

i love you♡

p2که یهو یه اکیپ اومدن داخل کافه و نشستن روی یکی از میز هاها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط