{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p22

p22
خودش رو از پل پایین انداخت تنها چیزی که می شنید جیغ داد های مردم بود
دخترک غرق در آب شده بود میتونست بالا بیاد و خودشو نجات بده ولی این کارو نکرد میخواست به زندگی بدبختانه خودش پایان بده نفسش رو در سینه اش نگه داشت میتونست برخورد بدنش رو با سنگ های داخل رود حس کنه که ممکن بود خونی بشه و آسیب ببینه ولی مهم نبود اون تصمیم خودش رو گرفته بود
داشت صدای آژیر می‌شنید تو دل خود التماس میکرد که پیداش نکنن و همه چی تموم بشه....

《۱۱ لایک
۱۰ کامنت》
دیدگاه ها (۱۲)

p7لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرف...

عشق از اعتماد خطرناک تر!

p5یهو سانا جیغ کشیدسانا:بابایییی اونجا نههههجیمین:باشه باشه ...

p6پدر لونا:ولی چی؟؟؟(افتاد رو زانوهاش)لونا:من....حاملم پدر ل...

vip room (part 5)

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌ادامهp30تهیونگ نبض جونگکوک رو حس میک...

فیک نامجون پارت ۲۶ میکاپ آرتیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط