{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p22
خودش رو از پل پایین انداخت تنها چیزی که می شنید جیغ داد های مردم بود
دخترک غرق در آب شده بود میتونست بالا بیاد و خودشو نجات بده ولی این کارو نکرد میخواست به زندگی بدبختانه خودش پایان بده نفسش رو در سینه اش نگه داشت میتونست برخورد بدنش رو با سنگ های داخل رود حس کنه که ممکن بود خونی بشه و آسیب ببینه ولی مهم نبود اون تصمیم خودش رو گرفته بود
داشت صدای آژیر می‌شنید تو دل خود التماس میکرد که پیداش نکنن و همه چی تموم بشه....

《۱۱ لایک
۱۰ کامنت》
دیدگاه ها (۱۲)

p7لونا:(یهو بابام یقه ام رو گرفت خواست سیلی بزنه دستش رو گرف...

عشق از اعتماد خطرناک تر!

p5یهو سانا جیغ کشیدسانا:بابایییی اونجا نههههجیمین:باشه باشه ...

p6پدر لونا:ولی چی؟؟؟(افتاد رو زانوهاش)لونا:من....حاملم پدر ل...

Swim with me 👅#swim_with_me𝑷𝑻 15 ویو هویج: دختر که حالا داشت...

اینم بخاطر عشقم گذاشتم وگرنه شرط کامل نبود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط