{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان

عشق پنهان( پارت 7)
از زبان ا/ت:
♡: که یهو ینفر اومد داخل خیلی مکیوت و بامزه بود اسمش و ازش پرسیدم اسمش جیمین بود گفت که اومده زخمام رو پانسمان منه امافبول نکردم و چندبارم ازم خواهش کرد اما قبول نکردم
از زبان جیمین:
بعد از اینکه از اتاق ا/ت رفتم بیرون فورا رفتم دیدن جتاب جیهوپ چون بهم گفتن هر اتفاقی افتاد به من بگو
جیمین: ارباب میتونم وارد شم
☆: اره بیا تو
جیمین: ارباب قبول نمردن زخمشون رو معاینه کنم
☆: چییی چرا
جیمین: برای منم سوال هست اما زخماش خیلی عمیق بود
☆: تو کهمگیمی معاینش نکردی
جیمین: اما از دور مشخص بود راستبثی ارباب میتونم یه سوال بپرسم
☆: اره
جیمین: ارباب شما هیچ ادمی براتون مهم نبود میگفتین خودش درست میشه و چیز خواستی نیست اما این یکی نه فورا به من گفتین معاینش کنم
☆: خودمم نمیدونم چرا اینجوری شدم
جیمین: پس من مرخص میشم
دیدگاه ها (۰)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

فیک تهیونگ عشق اجبار

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -----------Part:24

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p17ویو ات داشتم با نگاه...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت ۲

p۱۷

2 Part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط