(پایان ما)

«p22»

_هی بیدار نمیشی؟
چشمامو آروم باز میکنم...
مایکه.
+اوه...سلام ، برقیه کجان ؟
_همه رفتن.
سریع بلند میشم و ساکامون رو برمی‌داریم.
به سمت خانه ویلایی میریم.
+واو خدای من چقدر بزرگه!
یه استخر ، اتاق بولینگ ، چهار تا اتاق بزرگ ، یه آشپز خونه عالی ، و دو تا دستشویی و دوتا حمام.
معلم میاد...
_خب بچه ها دختر ها دو دسته شوید و پسر ها هم همینطور ، اتاق های سمت راست مخصوص دختران هست و سمت چپی ها مخصوص پسران . و اینکه دستشویی و حمام انتهای ویلا برای دختران و دستشویی و حمام در طبقه ی بالا برای پسران است.و البته که پسرها و دخترها تو اتاق هم نمی‌روند.امیدوارم که بهتون خوش بگذره. و موقع ناهار و شام و صبحانه مانند مدرسه زنگ میزنیم و در اتاق غذا خوری جمع میشوید و برای خودتان غذا می‌ریزید.برای رفتن به اتاق بولینگ و استخر از من اجازه بگیرید.
از مایک خداحافظی میکنم.
توی اتاقی که هستم پنج تا دختر دیگر هم هستند که نمیشناسمشان.
دیدگاه ها (۴)

ایشون نه دوستمه نه کس دیگه ای...فقط به نظرم یه دختر ایرانیه ...

(پایان ما)

(پایان ما)

و اگه من بودم...میرفتی یا می موندی💔🫧✨

فیک جدید اسم رمان: نجات پروانهمعرفی شخصیت ها: تهیونگ، جونکوک...

p⁹+ جوک خوبی بودپسر فورا ات رو از ته دل محکم بغل کرد.. _ ببخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط