{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ســـــلـــامـتی

به ســـــلـــامـتی
روزے کــِـ بیـاے♚

♚سـرخاکـــَـم•دَســــتـتــو میزارے رو اِســـــمَـــم•

اَشــکــــِـتو پاکـــ مــــیــکــُـــنے ومیگـے...دیوونه تـوهــَــم رَفتــے..
دیدگاه ها (۱۲)

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

رمان عشق ممنوع

٢pمایکی:خب ماریا چرا از ران جدا شدیماریا: چون یه روز میرم خو...

وقتی عضو هشتمی...(پایانی)اون شب،فضا بسیار متشنج بودهیچکدوم ب...

رمان دخت من

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆سانزو☆‌_بسیار جاذاب ‌_عش...

در میان خاکستر و زمرد

وقتی که بغلش میکنی و میگی خیلی وقته بغلم نکردی ولی من همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط