{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته و کوفته اومدم خونه داداشم روی در پذیرایی یادداشت گذا

خسته و کوفته اومدم خونه داداشم روی در پذیرایی یادداشت گذاشته"یه نوشته گذاشتم تو اتاقت برو بردار" رفتم تو اتاق دیدم نوشته"سرت کلاه گذاشتم یادداشت اصلی پشت همون برگه اییه که روی در بود" رفتم یادداشت روی درو کندم پشتش نوشته "یه یادداشت تویخچاله زیر ظرف میوه ها" منم حرصم گرفت بدون توجه به یادداشت یه نیمرو درست کردم خوردم...
بعد از ناهار یادداشت زیر ظرف میوه رو خوندم دیدم نوشته "ما رفتیم خونه خاله اما مامان برات پیتزا که دوست داری درست کرده گذاشته تو فر اما اگه نیمرو خوردی دیگه پرخوری نکن بزار اومدم باهم میخوریم"
خدا وکیلی من سرمو کجا بکوبم
دیدگاه ها (۱)

رمان: قلب در تاریکی

همسر غیره منتظره

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

My_idol

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا 🙂یه روز مسخره ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط