{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم
و خودم را به غم انگیز ترین درد سپردم
تو که رفتی و رمیدی و گذشتی و رسیدی
من به جز حسرت و اندوه ولی سهم نبردم
و دلت بود از این هجرت پر درد خبردار
مرگ بادم که فریب تو و لبخند تو خوردم
وعده کردی که مرا خسته و تنها نرهانی
من ولی تا صدمین روز به یاد تو شمردم
باز میگویم و میگویمت ای مرغ مهاجر
بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم
دیدگاه ها (۳)

.....

حتما بخونیداز : تهمینه میلانیته پیازو رنده رو پرت کردم توی س...

تسلیم نخواهم شد !زندگی می کنم ...برای رویاهایی که منتظرند به...

تسلیم نخواهم شد !زندگی می کنم ...برای رویاهایی که منتظرند به...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مردم و خودم را به غم انگیز ترین...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگیز تری...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مُردم و خودم را به غم انگی...

بی تو مهتاب شبی در بغل پنجره مردم و خودم را به غم انگیز ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط