منم یخ بسته،اما تو نگاهی شعله ور داری
منم یخ بسته،اما تو نگاهی شعله ور داری
نمی خواهی مرا روزی به موج شعله بسپاری
منم یخ بسته پیش از این زمستانی که می اید
تو اما هر کجا باشی گل و خورشید می کاری
نشد یک شب که لنگرگاه تو چشمان من باشد
و اقیانوس چشمان مرا آرام بگذاری
بچرخ ای چرخ، ای چرخ فلک آینده ات روشن
نمی خواهی که دست از شب، شب و تکرار برداری
شب است و مهربانی های ماه و آسمانی صاف
چه جای بی تو بودن ای که از مهتاب سرشاری..
نمی خواهی مرا روزی به موج شعله بسپاری
منم یخ بسته پیش از این زمستانی که می اید
تو اما هر کجا باشی گل و خورشید می کاری
نشد یک شب که لنگرگاه تو چشمان من باشد
و اقیانوس چشمان مرا آرام بگذاری
بچرخ ای چرخ، ای چرخ فلک آینده ات روشن
نمی خواهی که دست از شب، شب و تکرار برداری
شب است و مهربانی های ماه و آسمانی صاف
چه جای بی تو بودن ای که از مهتاب سرشاری..
- ۳.۷k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط