{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام اهورامزدا: ۱۳\2\1400

به نام اهورامزدا: ۱۳\2\1400

امروز نیز روزی دیگر از روز های زیبای یزدان ست.در صبحگاه، انگاه که به پنجره ی ترک خورده ی اتاقم نگریستم ،و ابرهایی سیاه و اسمانی دلگیر را مشاهده کردم،دریافتم که روزی بارانی در پیش خواهم داشت...
از خانه بیرون می ایم، چتری نیز به همراه دارم،قطره هایی به خنکی قندیل های قطبی را بر روی موها و پوست صورتم حس میکنم، چتر خویش را بر فراز سرم می گشایم اما بعد از مدتی درنگ چتر را بر زمین باران خورده که بویش هوش را از سر هر موجودی می پراند ، می اندازم و خود نیز دستانم را می گشایم و به باران اجازه میدهم که خود را در اغوشم نهان کند.امروز میخواهم فقط و فقط با باران سخن گویم و با او همراه شوم چرا که قلبم بارانیست و اشکهایم اشتیاق زیادی برای بارش از اسمان چشمانم را دارد...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

صبح اردیبهشتیتون بخیر و خوشی




Salam baba piri azizam
دیدگاه ها (۳)

..

🐤🐤

دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام..وسعت درد فقط...

باید بی بهانه لبخند زدباید بی بهانه عاشق شدبی بهانه اشک شوق ...

دوستان من این پستو واسه لایک گرفتن نزاشتم خواهشا اگه نمیخوای...

احمدرضا احمدی

چند راه برای شفای کودک درون..بابک رهبری روانشناس بالینیکودک ...

چند راه برای شفای کودک درون..بابک رهبری روانشناس بالینیکودک ...

در لبه فراموشی...

اسرای اهل بیت علیهم السلام بازماندگان کاروان شهادت را ، پس ا...

#پریسا#پرسش_پاسخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط