{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

چشم هایم چه ملتمسانه خیره می مانند به لبهایت

به امید لرزشی.. صدایی.. حرفی..

گویا نمیدانند هرگز کلامی نخواهند شنید از تو که

جا مانده ای در قاب عکس چوبیه آویخته بر دیوار اتاقم
دیدگاه ها (۷)

گر سینه شودتنگ،خدا با ما هستگر پای شود لنگ،خدا با ما هستدل ر...

تکراری وجود نداره که!!!!!!اصلا امکان باهم بودن یا دوباره زند...

وقتی سیگار می کشمهمۀ سلولای بدنم می گن:دوستت داریماین وسط ری...

پنهان شدی و در کلماتم رها شدیبا من رفیق بودی و از من جدا شدی...

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

when silence became a scream p16

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط