{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم پرکاری بود ،دستش مجروح شده بود. اومده بود ملاقات آیت

آدم پرکاری بود ،دستش مجروح شده بود. اومده بود ملاقات آیت ا... خامنه ای که آن موقع رئیس جمهور بودند، حدود نیم ساعت با هم بودند. شب پیشم موند، تا نصفه شب این ور و اون ور تلفن میزد و کارهایش را دنبال می کرد، دیدم اینطوری نمیشه خوابید، ناچار بردمش تو اتاق دیگه، یک تلفن هم گذاشتم جلوش. تا سحر هر وقت از خواب بلند میشدم، بیدار بود و به جاهای مختلف زنگ می زد، آن شب اصلا نخوابید.

 راوی: علی شمقدری/ شهید محمود کاوه
دیدگاه ها (۳)

مجروحيت ويژه ... دست راستش مجروح شده بود. آمده بود ملاقات ...

شروع روز جدید5 نکته مفید برای شروع روز جدیدچند بار این اتفاق...

قسمت سیزدهم خانوم پاک رو نمیدونم چه عکس العملی نشون میدید اگ...

عاشق رئیسم شدم♡پارت۴۵تلفن رو غط کردم دیدم جیمین بهم زل زدهسو...

فیک کوک ( ناخواسته )ادامه پارت۲۳

تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۳فرهنگ »تب جدید دختران ایران...

★طرفدار تاکسیک...p⁴ شوکه شدم اما انگاری باید به چان همه چیز ...

𝒴ℴ𝓊'𝓇ℯ 𝓂𝒾𝓃ℯ[تو مال منی]𝕻𝖆𝖗𝖙:2(کره‌جنوبی)+رسیدیم هتل..کجا دقی...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط