{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجروحيت ويژه ...

مجروحيت ويژه ...

دست راستش مجروح شده بود. آمده بود ملاقات آيت ا... خامنه اي كه آن موقع رئيس جمهور بودند حدود نيم ساعت با هم بودند. شب پيش من ماند، تا ساعت يك نيمه شب مرتب اين طرف و آن طرف تلفن مي زد و كارهايش را دنبال مي كرد، در ضمن دستوراتي هم مي داد، ديدم اينطوري نمي شود.
خوابيد، ناچار تو اتاق ديگري بردمش ، يك تلفن هم گذاشتم جلويش، تا خود سحر هر وقت از خواب بلند مي شدم، بيدار بود و به جاهاي مختلف زنگ مي زد، آن شب اصلا نخوابيد.

- بعدها آقا راجع به ملاقات آن روزشان با محمود مي گفتند:
من به آنهايي كه دستشان مجروح است حساسيت دارم، ازش پرسيدم دستت درد مي كند و او گفت: نه ، مي گفتند: اينكه انسان دردش را كتمان كند مستحب است.

منبع :نرم افزار حماسه - #محمود_کاوه #شهید_محمود_کاوه
دیدگاه ها (۱)

قرار ساختگی واقعی می خوایدش

آدم پرکاری بود ،دستش مجروح شده بود. اومده بود ملاقات آیت ا.....

تقاضای آبتوی قم، زمانی که تازه به سپاه آمده بودم، روی پشت با...

🔰 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شی...

P22ا.ت ویو چشمامو باز کردم و یونگی را کمی آنطرف تر دیدم چرخی...

👈 همه چیز از آن شب شروع شد بخش چهارم4️⃣😍 من ...

و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه ...

قسمت سوم... *خرج سفری که از سوی ضامن آهو(ع) پرداخت شدبعدش هم...

ماجرای عجیب ولی واقعی زن جوان و جن هازن جوان وقتی پس از ماهه...

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط