آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part9
نیما:الوو
من:الو نیما هیچ معلوم هس کدوم گوریی
نیما:اععه صداتو بیار پایین اوسگل چته چیه چی میگی
نفس:نیما الان من تنهایی خونه ی تو چیکار کنم من میرم خونه خودمون
نیما:نه ن نفس گوش کن ببین من زود میام ولی یکم طول میکشه ازجات تکن نخوری تا بیام
من:زود میای ولی طول میکشه ینی چی؟
قطع کرد واییی خدا مرگت بده نیما
اصن من نمیخام مهاجرت کنم پول نمیخام چرا مامان و بابا اخه ای خدااا
خدایا این چه وضع امتحان کردم بود اخه خانوادم داداشم سعید
هووووفففف الان من چه گوهی بخورم
چی بگم جو سنگین بود بین منو سعید
ولی با برق تو چشاش داشت منو یجوری نگاه میکرد دلم قیلی ویلی میرفت براش
من:سعید! "
سعید:جون.
اوو نه بابا پسرخوب ادم شدی جون
من:میشه کمکمکنی بلند شم
سعید:اره بلند سو باید ببرمت دکتر
من:نههه خوبم چیزیم نیس
سعید:نه اینجوری نمیشه باید بریم دکتر
من:اخه من... .
نزاشت ادامه بدم و بغلم کرد از رو پله ها اروم میرفتیم پایین داشتم از خجالت آب میشدم
در ماشینو باز کرد و
سعید:میتونی بشینی صندلی جلو
من:اره اره
پیادم کرد صندلی جلو و کامل دادش عقب ... .
#part9
نیما:الوو
من:الو نیما هیچ معلوم هس کدوم گوریی
نیما:اععه صداتو بیار پایین اوسگل چته چیه چی میگی
نفس:نیما الان من تنهایی خونه ی تو چیکار کنم من میرم خونه خودمون
نیما:نه ن نفس گوش کن ببین من زود میام ولی یکم طول میکشه ازجات تکن نخوری تا بیام
من:زود میای ولی طول میکشه ینی چی؟
قطع کرد واییی خدا مرگت بده نیما
اصن من نمیخام مهاجرت کنم پول نمیخام چرا مامان و بابا اخه ای خدااا
خدایا این چه وضع امتحان کردم بود اخه خانوادم داداشم سعید
هووووفففف الان من چه گوهی بخورم
چی بگم جو سنگین بود بین منو سعید
ولی با برق تو چشاش داشت منو یجوری نگاه میکرد دلم قیلی ویلی میرفت براش
من:سعید! "
سعید:جون.
اوو نه بابا پسرخوب ادم شدی جون
من:میشه کمکمکنی بلند شم
سعید:اره بلند سو باید ببرمت دکتر
من:نههه خوبم چیزیم نیس
سعید:نه اینجوری نمیشه باید بریم دکتر
من:اخه من... .
نزاشت ادامه بدم و بغلم کرد از رو پله ها اروم میرفتیم پایین داشتم از خجالت آب میشدم
در ماشینو باز کرد و
سعید:میتونی بشینی صندلی جلو
من:اره اره
پیادم کرد صندلی جلو و کامل دادش عقب ... .
- ۹۸
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط