{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
🌹
شعر قشنگیه دلم نیومد شما نخونید

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است
وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است

خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری

خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست
دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی
آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی

خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر
چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر
خود را به خدا بسپار ، وقتی که تن ات سرد است
وقتی که دل از دنیا ، آمیخته ی درد است
🌹
دیدگاه ها (۵)

شعر دل:من روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حالتم را د...

مشتی مفت خور

در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت !باور نمی کردم ! به آسانی د...

بی وفایی می کنی ،انگارعاشق نیستیچندوقتی می شود مانند سابق نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط