{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يارو ميوفته جهنم يه روز با هزار بدبختي خودشو ميرسونه به پ

يارو ميوفته جهنم يه روز با هزار بدبختي خودشو ميرسونه به پنجره بهشت پنجره رو باز ميکنه داد ميزنه کسي آبجوش نميخواد؟؟؟
همه ميگن نه!!!
ميگه پس با اجازتون من يه موز برداشتم...!!!
دیدگاه ها (۶)

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

ساکورا: باشه ولی من از اون آدمایی نیستم که یه دعوا منطقی ببی...

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

‌🔴 فاطمه پالیزبان جایزه خود را به مدافع وطن تقدیم کردفاطمه پ...

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

بچه ها...... اوسی ژیژی و جیجیم تو بچگیشون داستان دارکی داشتن...

داستان

اسیر عشق صورتی *پارت ۳*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط