Part 13 — No Escape

Part 13 — No Escape

06:32

ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌گذشتن. تایمر قرمز بالای زمین، مثل یه بمب ساعتی، عددهاش رو کم می‌کرد. بازیکن‌ها هنوز تو شوک بودن، بعضی‌ها زانو زده بودن، بعضی با گریه دعا می‌کردن. ولی بازی منتظر کسی نمی‌موند.

"چراغ سبز..."

فلیکس بدون لحظه‌ای مکث، دوباره حرکت کرد. گوشه‌ی چشمش، اون دخترم تو ریتم خودش جلو می‌رفت، هر حرکتش حساب‌شده و بدون لرزش.

ولی بقیه نه.

یکی که چند قدم عقب‌تر بود، نفساش نامنظم شدن. سعی کرد قدم برداره، اما زانوش سست شد. افتاد—

"چراغ سبز، چراغ قرمز!"

تق—

زمین دوباره رنگ خون گرفت.

05:48

فلیکس یه نگاه به عدد انداخت. هنوز وقت بود، اما نه واسه همه. نگاهش رو برگردوند، اونایی که زیادی کند بودن دیگه شانسی نداشتن. اونایی که می‌ترسیدن، حذف می‌شدن. این بازی، فقط واسه بازیکن‌های واقعی بود.

از بین جیغ‌ها و صدای نفس‌های وحشت‌زده، یکی دیگه دوید سمت در، انگار هنوز امید داشت میشه فرار کرد.

تق!

بازی ادامه داشت. فلیکس قدم بعدی رو گذاشت. چشمش خورد به اون دختر— حالا فقط چند قدم باهاش فاصله داشت. اونم داشت مستقیم بهش نگاه می‌کرد.

انگار اینجا فقط دوتا بازیکن واقعی بودن.


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۰)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_17فصل نهم | هیو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

«عشـق در میـان خونـ»پارتـ²ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

😂🤍 امباپه رسماً دل همه مادریدیستاها رو برد!از امباپه پرسیدن ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۲ | کلید قرمزصدای باران تمام خانه را پر کرد...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط