{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 14 — No Escape

Part 14 — No Escape

05:23

بازی هنوز ادامه داشت. بوی خون و ترس تو هوا پیچیده بود. بعضی‌ها هنوز شوکه بودن، بعضی‌ هم سعی داشتن از بین بدن‌های روی زمین راه پیدا کنن. اما واسه فلیکس، این فقط یه بازی بود.

"چراغ سبز!"

یه قدم دیگه. بعد یه قدم دیگه. ریتمش ثابت بود. ولی همون لحظه—

یکی از بازیکن‌ها وحشت‌زده عقب پرید، تعادلش رو از دست داد و محکم خورد به اون دختر.

"آه—!"

قبل از اینکه زمین بخوره، یه چیزی دور کمرش پیچید. یا بهتره بگیم، یه نفر.

دختر تو بغل فلیکس افتاده بود. صورتش نزدیک، نفسش نامنظم. قلبش تند میزد، اما نه از ترس بازی— از شوک.

"چراغ قرمز!"

فلیکس حتی پلک نزد. فقط صاف به جلو نگاه می‌کرد، انگار اتفاقی نیوفتاده. دست‌هاش هنوز دورش بودن، ولی بدنش کاملاً ثابت مونده بود.

دختر که تازه فهمید تو چه وضعیتی گیر افتاده، آروم نفس کشید و چشم چرخوند. صورت فلیکس خیلی نزدیک بود. انقدر نزدیک که می‌تونست رنگ خاص چشماش رو تشخیص بده— یه ترکیب از آرامش و جنون.

تایمر زد 05:11

باید جدا میشد. باید ادامه می‌دادن. ولی یه لحظه، فقط یه لحظه، حس کرد اینجا امن‌ترین جاییه که تو این بازی می‌تونه باشه.


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۰)

Part 15 — No Escapeدختر سریع خودش رو از بغل فلیکس جدا کرد و ...

Part 16 — No Escape "چراغ سبز، چراغ قرمز!"همه با تموم توانشو...

Part 13 — No Escape 06:32ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌گذشتن. تایمر ...

Part 12 — No Escapeجیغ‌ها بلند شده بود، بعضیا داشتن سر جاشون...

سایه عشق ترسناک. پارت ۲

𝐋𝐈𝐋𝐈:: 𝐁𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐭𝐰𝐨 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝𝐬𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:: 𝟏𝟏𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:: 𝐥𝐢𝐥𝐢𝐏𝐎𝐕 :: 𝐋𝐢𝐥...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط