{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم دلم گرفته , هوای گریه دارم

دیدم دلم گرفته , هوای گریه دارم
تو این غروب غمگین , دور از رفیق و یارم

دیدم دلم گرفته,دنیا به این شلوغی
این همه آدم اما من کسی رو ندارم

دیدم غروبه اما , نه مثل هر غروبی
پهنای آسمونو هرگز ندیده بودم از غم به این شلوغی

دیدم که جاده خسته س, از این که عمری بسته س
اونم تموم حرفاش,
یا از هجوم بارونه
یا از پلی شکسته س
اونم تمومه راهاش, یا انتها نداره یا در میونه بسته س

من و غروب و جاده
رفتیم تا بی نهایت از دست دوری راه
یکی نداشت شکایت

گم شدیم از غریبی , من و غروب جاده
از بس هوا گرفته , از بس غم زیاده

پر از غبار غم بود هر جا نگاه می کردی
کی داشت خبر که یک روز میری که برنگردی
دیدگاه ها (۱)

ﺩﯾﮕﻪ ﯽﭼ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ؟ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠ...

اینروز ها قلب من ....قلب من مانند مرداب است ....مرداب تنها و...

سهراب از بازترین پنجره ناحیه اش با مردم صحبت کرد و حرفی از ج...

ﺩﯾﮕﻪ ﯽﭼ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ؟ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:11پلیس: واقعا ممنونم کمک زیادی کردید رزی: خواهش ولی ،،م...

𝑃𝑎𝑟𝑡9‌عشق‌ د‌ر‌ ‌میا‌ن‌ ‌نفر‌ت‌➢«بدون لایک و بازنشر و کامنت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط