{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مدتی بود همش فکر می کردم من بچه سرِ راهی هستم

یه مدتی بود همش فکر می کردم من بچه سرِ راهی هستم
تا اینکه یکی از عکس های بچگیامو بردم به مامانم نشون دادم برگشته میگه : آخِی، چه نازه، کیه؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
الان دیگه مطمئن شدم... !!!!!!!
دیدگاه ها (۲)

ترامپ : بذارید ایران با بمب اتم لس‌آنجلس و سن‌دیگو را نابود ...

خب بزارید داستانم رو براتون تعریف کنم طولانی نیست ولی : در ت...

بچه ها بچه ها وای بزارید تعریف کنممن خب سه ساعت منتظر بودم ا...

تو پست قبلی https://wisgoon.com/v/SQXRHJ4HJM گفتم که اینکه چ...

عادت کردن میان خونمونعصری گیر داده بودن کارتتو بده بریم خورا...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

رمان تو خود منی

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط