{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درون کوچه قلبم چه غمگینانه میپیچد

درون کوچه قلبم چه غمگینانه میپیچد
صدای تو که میگفتی به جز تو دل نمیبندم
فریب وعده هایت را ندانستم ولی اکنون
به یادوعده های تو میان گریه میخندم
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ که دیگر بر نمیگردم
تو بودی آسمان من غمت همسایه قلبم
ولی خورشید چشم تو به بام دیگری سر زد
قسم برسوز پنهانم تو را دیگر نمیخواهم
که از باغ دو چشم تو پرستوی دلم پر زد
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ که دیگر برنمیگردم
درآن غمگین غروب سرد تو ازشهرم سفر کردی
نگاهم درافق ها مرد و من افسوس میخوردم
شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش کرد
و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش میمردم
برو دیگر که دل از غم رها کردم
خداحافظ که دیگر برنمیگردم
دیدگاه ها (۱)

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر...وز دور مژده جرس کاروانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود.. .برخاستی که بر سر آتش نشانی...

از زندگانیم گله دارد جوانیم...شرمنده جوانی از این زندگانیم.....

من می شناسم این دل مجنون خویش راپندش مگوی که بی حاصل است این

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴ویو میکا_____سه روز از ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط