{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟗

ته: اون پسر رو میشناسی؟!
جیهون: عوو تو اونو نمیشناسیش، اون جئون جونگکوکه، یه کلاس از ما بزرگ تره، خیلی تو مدرسه معروفه، چطور تاحالا دربارش نشنیدی؟
ته ؛ نمیدونمم
چطور آدمیه؟!
جیهون: تا اونجای من شنیدم، اون یه آدم بیرحمه، ولی علکی برای کسی قلدری نکرده
زیاد ندیدم آدم دورش جمع کنه، بایه اکیپ بیشتر وقتا دیدمش یا هم تنها،
ولی واقعا شانس آوردیم هیچی بهمون نگفت
تهیونگ همینطور که تو فکر فرو رفته بود به سمت کلاسشون راه افتادن

نزدیک زنگ آخر بود که ته از در کلاس رفت بیرون، که دقیقا همون موقع یه سال پایینی بهش محکم برخورد کرد و باعث شد درد دست ته که زخمی و کبود شده بود بیدار بشه،
سرش که به سر اون پسر خورد گیج رفت
پسر سال پایینی ترسید و سعی کرد ته رو بلند کنه

همون موقع جئون تنهایی از کلاسشون اومد بیرون،

و ته رو دید

سال پایینی : اوه، واقعا شرمنده، حالت خوب نیست، بزار تا بهداری کمکت کنم،!!

ته که دستشو به سرش گرفته میگه: نیازی نیست، میتونی بری

بعد روی صندلی داخل راهرو که خلوت هم بود نشست،

جئون به سمتش رفت و گفت:
چرا به بهداری نرفتی، انگار حالت خوب نیست،
دستش رو به اشاره به سمت دست ته گرفت
جئون؛ و همینطور اون
باید پانسمان بشه

ته که گیج بهش نگاه میکرد گفت:
دیروز چه اتفاقی افتاد؟!
جئون:اهمیتی داره؟
ته: میخوام بدونم
جئون: پس پاشو بریم بهیاری، تا بفهمی
ته: واقعا لازم ندارم

جئون به حرف ته توجه نمیکنه، بلندش میکنه و به بهیاری مدرسه میبردش

چون زنگ آخر بود، کسی اونجا نبود و وقتی وارد شدن فقط یه دانش آموز از اونجا خارج شد
دیدگاه ها (۱۱)

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎جئون ته رو میبره و روی صندلی ...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟖 هم به سمت مدرسه راه میوفته و...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟕وقتی وارد میشه مادرش پشت سرش ر...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎....ادامه جیهون که اون صحنه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط