{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک

جونگکوک

پارت هشتم

هم به سمت مدرسه راه میوفته

وقتی میرسه دوستش جیهون از اونطرف که میاد تنه ای بهش میرنه و میگه:
چطوری پسر
ته:تو چطوری
جیهون: عالیم داداش
ته: خوبه
جیهون که مخاد کرم بریزه به پشت سر ته اشاره میکنه و میگه،
: عووو عشقتم که اومد 😂
ته: مسخره بازی بسه
جیهون؛ واقعا باورت نمیشه
ته: من معشوقه ای ندارم
جیهون که اصلا به پشت سر ته نگا نمیکنه حرفشو تکرار میکنه
ته که حرصی میشه میگه،
ته : وقتی میگم وجود نداره یعنی ندارههه
جیهون: میتونی خودت نگا کنی( خنده)
تهیونگ با حرص تمام ایست میکنه درجا برمیگرده و محکم به پسری برخورد میکنه
پسر من درجا اون رو میگیره و نمیزاره بیوفته
جیهون که جئون رو مشناسه خشکش میزنه چون حدس میزنه اتفاق خوبی نمی افته

جئون ته رو اصلا نگه نمیداره و فقط از افتادنش جلوگیری میکنه،

دوست جئون سر ته داد میزنه و میگه
: هووی عوضی، جلو چشتو نگا
ته : مثل اینکه کسی که بهش خوردم تو نبودیاا( سرد، جدی)
دوست جئون میخاد ادامه بده که جئون با یه حرکت دست اونو ساکت میکنه
و به ته نگا میکنه
ته: معزرت میخام
جئون: بهتره بیشتر حواست به خودت باشه
بعد هم بدون معطلی از کنار ته رد میشه
ته و جیهون که مات به رفتنش نگاه میکردن،

جیهون: وااای شانس آوردیم
ته یه مشت بهش میزنه و میگه: عَیـــش، میبینی چیکار میکنی
دیدگاه ها (۴۵)

پارت هفتم وقتی وارد میشه مادرش پشت سرش راه میوفته و با داد ب...

پارت ششم مرتب کرد و به سمت در رفت، با عمارت بزرگ پسر مواجه ش...

پارت پنجم _ته، مامان بسه لطفا با بابا دعوا نکن بابا بسه، دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط