{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من باب آزادي_يواشکي

من باب آزادي_يواشکي
?•0·
بگذار اين دخترکان خجسته شراب بي حيايي را تا ته سر بکشند و ميان غش و ضعف هاي مشقي خود
خواب آزادي ببينند و آزادي قي کنند.

سرشان گيج هم اگر برود خيالت تخت؛
مثل علف هرز آن قدر مردان فرصت طلب کف خيابان هاي اين شهر ريخته
که برايشان آغوش گشوده اند و به انتظار نشسته تا بغل بگيرند و تا مي شود ارتزاق کنند.

اما تو اي بانو
موجي به چادرت بده
فخر بفروش
و متکبرانه آزادي ات را به رخ شان بکش
به رخ آن بيچاره هايي که از عقده ي يک آزادي يواشکي عرق کرده اند...

که تو
نه حتي آزادانه
که عاشقانه چادر به سر کرده اي

فخر بفروش
اي تو که آزادي ات آشکار است و نه يواشکي
بگذار حسودي شان بشود!
کوتاه شود
دیدگاه ها (۷)

🛑🛑🛑اتفاقی عجیب در جواهر دشت سقوط اخلاقی تا کجا❓❓⭕چند روز پیش...

بگذار این دخترکان خجسته شراب بی‌حیایی را تا ته سر بکشند و می...

بگذار این دخترکان خجسته شراب بی حیایی را تا ته سر بکشند س...

مطلب طولانی هست اما عالیه حتما بخونششاید تا همین چند سال پیش...

من از شما میخواهم شما از خدایتان بخواهید که نشود روزی بشودکه...

خواهرم ... سلام✋ اجازه ی اندکی صحبت...☝ دیگر از حجابت نمیگ...

دکتر، پایت را برندار!چقدر دوست دارند که مرده باشی، اصلا شب ک...

#لبانت_به_ظرافت_شعر_آتشیین_بوسه_ها_را_به_شرمی_چنان_مبدل_می_ک...

#اندکی_گفتگو #خواهرانهخواهرم ... سلاماجازه ی اندکی صحبت...👆 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط