زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد

زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد
به تو ستاره خوبم نگاه بد می کرد

کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم
کسی که محو تو می شد مرا لگد می کرد

تو ماه بودی و بوسیدنت نمی دانی…
چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد

بگو به ساحل چشم ات که من نرفته چطور
به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد؟!

چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردند
چه وعده ها که دل من ندیده رد می کرد

کنون کشیده کنار و نشسته در حجله
کسی که را شما را همیشه سد می کرد

• کاظم بهمنی
#شعر
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۷

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

Heir of Light and Darknesspart : 14صبح روز بعد، تهیونگ با صد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط