{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p5

ویو ات

داشتم میرفتم که کوک افتاد رو من صورتامون بیشتر از 2 میل فاصله نداشت
تپش قلبم داشت میرفت بالا انقدر بالا که خودم حسش میکردم


ویو کوک

افتادم رو ات 2 میلی بیشتر صورتمون فاصله نداشت
باید قیافشو میدیدین از روش بلند شدم

ات:یه وقت معزرت خواهی نکنیا

کوک:نه نمیکنم

ات:با پا زدم اونجاش

کوک:غلط کردم عقیمم کردی

ات:رفتم نگاه کردم کامپیوترمو از کانال دانشگاه یه جزوه فرستادم
وای خدااااااا 300 تا صفص چی کار کنم

کوک:ات دیدی کانال دانشگاه رو

ات:وای اره جزوه رو چی کار کنم

*پرش زمانی به فردا دانشگاه*

استاد گفت بچه ها جهت مرور یه امتحان داریم

ذهن ات:حالا چه ... بخورم هیچی نخوندم

داشتم به ورق نگاه میکردم که یه کاغذ کنارم پرت شد

دادم کوک انداخته باز کردم گفت سوال 5 میگی گفتم منم گفتم من هنوز سوال 1 حل نکردم
هیچی هم نخوندم ولم کن

ویو کوک
وسط امتحان به فکر ات بودم دختر خوبی بود فکر کنم عاشقش شدم
نه بابا عشق چیه بابا یادت رفته پسر از زمانی که با اون زنیکه بودی ولت کرد

شرایط
3 لایک
5 کامنت
دیدگاه ها (۸)

های چطورید ببخشید نبودم گوشیم به چوخ رفت مجبور شدم گوشی جدید...

p6 پرش زمانی به تابستون ویو اتبعد دانشگاه تابستون شدو مارو ...

تولدت مبارک پیشییییی منننن

پنچ ساعت دیگهههه

نهمثلث عشقی من ویو رسیدن به خونه کوکات ویوکوک: بیدار شو رسید...

پارت۶:))کوک: راس میگیات:اوهومنویسنده : همکلاسیای ات داشتن به...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط