Starry night
Starry night🌌
part 4
پایان ویو جونگ کوک.
_ از حرفش عصبی شدم و دلم میخواست همونجا خفش کنم ولی خونسردی خودمو حفظ کردم و گفتم: نظرت چیه به جای اون تورو ببریم؟
ویو ات
از حرفش جا خوردم با وجود اینکه نمیخواستم حتی یک ثانیه دیگه این مردو ببینم ولی بخاطر هانا درخواستش رو قبول کردم.
پایان ویو ات.
+ قبوله ( با بغض )
_ خوبه ببریدش توی ماشین ( پوزخند)
& اتتتت این چه کاریه نمیخواد خودم میرم ( بغض و داد)
+عمرا من تورو مثل خواهرم میدونم نمیتونم اجازه بدم دست اونا بیوفتیم وقتی حتی نمیتونی از خودت دفاع کنی ( داد و گریه)
(هانا یه دختر ساکت و ارومه)
&نههه من چجور میتونم اجازه بدم تو به جای من بری آخه این چه کاریه ( گریه)
+من دیگه تصمیمو گرفتم حداقل میتونم از خودم مراقبت کنم و زبونم درازه ( خنده و گریه)
_ خب خانوم کوچولو نمیخواید برید تو ماشین یا بزور ببریمتون ( سرد)
+ دیدم بادیگارد هاش دارن بهم نزدیک میشن و بازوم رو میگرن و سر همین داد زدم خودم میام فقط بهم دست نزنید
_ ولش کنید سریع باش کوچولو
ویو ات:
حتی فکرشم نمیکردم امروز این شکلی باشه با بغض از هانا و همکار هام خداحافظی کردمو با نگاهم یه فحش به اقای لی دادم
+ بریم ( با بغض)
ویو جونکوک:
دیدم بغضش گرفته خیلی بامزه شده بود حیف که الان نمیشه وگرنه همین الان ازش یه لب محکم میگرفتم رفتیم و سوار ماشین شدیم که من از عمد پشت کنارش نشستم و راننده شروع کرد به رانندگی و الکس هم جلو نشست، تا وارد ماشین شدیم الکس شروع کرد به صحبت.
پایان ویو جونگ کوک.
# خب خب لیدی جذاب لعنتی ( شیطنت و چندش)
_ الکس بعدن الان نه ( سرد)
# چرا بعدن وقتی همین الان این لیدی سک.. سی کنارمه ( شیطنت)
+ مرتیکه هاا مواظب حرف زدنتون باشید ( با گریع و داد)
ویو جونکوک
تو این مدت خیلی خودمو کنترل کردم که نزنم دهن کوچولوش که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و یک سیلی محکم بهش زدم که لب بزرگ و گوشتیش زخم شد.
پایان ویو جونکوک.
+ داشتم صحبت میکردم که یک گرما شدیدی روی صورتم حس کرده بودم نمیدونم چرا ازش انتظار نداشتم مگه اون کی بود یه ادم منح.. رف اشغال ولی من چرا اینقدر ناراحتم نکنه؟؟ نه نه
_ دفعه اخرت باشه که اینشکلی صحبت میکنی با من هااا ( عربده و عصبانیت)
+(بلند تر گریه کردم)
_ خفه شو تا زندت بزارم ( عربده)
# هی هی این دختر برای منه ( داد و تعجب)
_ کی گفته برای توئه؟؟ ( داد و تعجب)
# یه دختر جن.. ده که ارزشش رو نداره بدش به من دیگه حسابون هم با هم صاف میشه ( با شیطنت).
پایان.
لطفاا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
part 4
پایان ویو جونگ کوک.
_ از حرفش عصبی شدم و دلم میخواست همونجا خفش کنم ولی خونسردی خودمو حفظ کردم و گفتم: نظرت چیه به جای اون تورو ببریم؟
ویو ات
از حرفش جا خوردم با وجود اینکه نمیخواستم حتی یک ثانیه دیگه این مردو ببینم ولی بخاطر هانا درخواستش رو قبول کردم.
پایان ویو ات.
+ قبوله ( با بغض )
_ خوبه ببریدش توی ماشین ( پوزخند)
& اتتتت این چه کاریه نمیخواد خودم میرم ( بغض و داد)
+عمرا من تورو مثل خواهرم میدونم نمیتونم اجازه بدم دست اونا بیوفتیم وقتی حتی نمیتونی از خودت دفاع کنی ( داد و گریه)
(هانا یه دختر ساکت و ارومه)
&نههه من چجور میتونم اجازه بدم تو به جای من بری آخه این چه کاریه ( گریه)
+من دیگه تصمیمو گرفتم حداقل میتونم از خودم مراقبت کنم و زبونم درازه ( خنده و گریه)
_ خب خانوم کوچولو نمیخواید برید تو ماشین یا بزور ببریمتون ( سرد)
+ دیدم بادیگارد هاش دارن بهم نزدیک میشن و بازوم رو میگرن و سر همین داد زدم خودم میام فقط بهم دست نزنید
_ ولش کنید سریع باش کوچولو
ویو ات:
حتی فکرشم نمیکردم امروز این شکلی باشه با بغض از هانا و همکار هام خداحافظی کردمو با نگاهم یه فحش به اقای لی دادم
+ بریم ( با بغض)
ویو جونکوک:
دیدم بغضش گرفته خیلی بامزه شده بود حیف که الان نمیشه وگرنه همین الان ازش یه لب محکم میگرفتم رفتیم و سوار ماشین شدیم که من از عمد پشت کنارش نشستم و راننده شروع کرد به رانندگی و الکس هم جلو نشست، تا وارد ماشین شدیم الکس شروع کرد به صحبت.
پایان ویو جونگ کوک.
# خب خب لیدی جذاب لعنتی ( شیطنت و چندش)
_ الکس بعدن الان نه ( سرد)
# چرا بعدن وقتی همین الان این لیدی سک.. سی کنارمه ( شیطنت)
+ مرتیکه هاا مواظب حرف زدنتون باشید ( با گریع و داد)
ویو جونکوک
تو این مدت خیلی خودمو کنترل کردم که نزنم دهن کوچولوش که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و یک سیلی محکم بهش زدم که لب بزرگ و گوشتیش زخم شد.
پایان ویو جونکوک.
+ داشتم صحبت میکردم که یک گرما شدیدی روی صورتم حس کرده بودم نمیدونم چرا ازش انتظار نداشتم مگه اون کی بود یه ادم منح.. رف اشغال ولی من چرا اینقدر ناراحتم نکنه؟؟ نه نه
_ دفعه اخرت باشه که اینشکلی صحبت میکنی با من هااا ( عربده و عصبانیت)
+(بلند تر گریه کردم)
_ خفه شو تا زندت بزارم ( عربده)
# هی هی این دختر برای منه ( داد و تعجب)
_ کی گفته برای توئه؟؟ ( داد و تعجب)
# یه دختر جن.. ده که ارزشش رو نداره بدش به من دیگه حسابون هم با هم صاف میشه ( با شیطنت).
پایان.
لطفاا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
- ۷.۸k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط