درخواستی
#درخواستی
#سه_پارتی
The last Part
یک هفته از اون اتفاق میگذشت و ا/ت بلاخره از توی کما در اومده بود و چشم هاش رو باز کرد....
لینو برای لحظه ای چشم های خسته و خیسش رو داد به ا/ت و با دیدن باز بودن چشم هاش شوکه شد
_ا/ت عزیزم! حالت خوبه؟
توجه بقیه اعضا هم به سمتشون جلب شد که لینو بدون هیچ مکث دیگه ای سمت در راه افتاد و دکتر رو صدا زد....
دکتر بعد از بررسی یه سری چیزا گفت که حالشون نرماله، اما هنوز به استراحت نیاز دارن و تقریبا تا دو هفته مهمون ما هستن
ا/ت به سختی لباشو از هم فاصله داد
×ا....اما اجرا و مراسم چی؟
چان لبخند گرمی زد و دست ا/ت رو گرفت
چان: نگران نباش هنوز یک ماه و دو هفته زمان داریم
بعد از بیرون رفتن دکتر همه ی اعضا دور ا/ت جمع شدن:
جونگین: نونا چرا همچین کاری کردی؟ میدونی چقد نگران شدم از دستت بدم؟
ا/ت نگاهی کلی به تمام پسرا انداخت همشون لاغر شده بودن و این میتونست نشون بده که عامل لاغر شدنشون اونه
لینو زد به بازوی جونگین و فقط طوری که اون بشنوه گفت:
_فعلا تحت فشار نزارش
فلیکس لبخند اشک آلودی زد و ا/ت روی توی همون حالت خوابیده بغل کرد
فلیکس: ا....ا/ت دلم برای بغل کردنت تنگ شده بود
ا/ت به آرومی فلیکس رو از خودش فاصله داد
×اوپا من همش یه هفته بیهوش بودم، گریه نکن
با نگاهی به بقیه اعضا و اشک توی چشم هاشون گفت:
×یاااا من که نمردم مرتیکه ها...ناسلامتی سنی ازتون گذشته گریه دیگه چیه؟
(پرش زمانی)
با شروع شدن مراسم همه گروه ها و سولوییست ها به ترتیب اجرای خودشون رو داشتن و این وسط یه اجرای سولو به ا/ت اختصاص داده شده بود و اون میتونست بعنوان بهترین اجرا براش توی خاطراتش ثبت بشه زیبا، بینظیر و همینطور هیجان انگیز
تمامی افرادی که برنده ی جایزه شده بودن به ترتیب به جایگاه میرفتن و با گرفتن جایزه اشون و سخنرانی کوتاهی دوباره سرجاشون میرفتن این وسط درست در دو زمان که ا/ت انتظارشو نداشت اول اسمش بعنوان معروف ترین چهره ی سال خونده شد و کمی بعد هم بعنوان بهترین اجرا جایزه ی بعدش رو گرفت، این براش افتخار بزرگی بود و همچنین برای اعضا که با افتخار براش دست میزدن و تشویقش میکردن، با خودش فکر میکرد که اگه اونروز مرده بود شاید هیچوقت اعضارو نمیتونست انقد شاد ببینه و خوشحالی اونا مهمترین چیز براش بود
END
#سه_پارتی
The last Part
یک هفته از اون اتفاق میگذشت و ا/ت بلاخره از توی کما در اومده بود و چشم هاش رو باز کرد....
لینو برای لحظه ای چشم های خسته و خیسش رو داد به ا/ت و با دیدن باز بودن چشم هاش شوکه شد
_ا/ت عزیزم! حالت خوبه؟
توجه بقیه اعضا هم به سمتشون جلب شد که لینو بدون هیچ مکث دیگه ای سمت در راه افتاد و دکتر رو صدا زد....
دکتر بعد از بررسی یه سری چیزا گفت که حالشون نرماله، اما هنوز به استراحت نیاز دارن و تقریبا تا دو هفته مهمون ما هستن
ا/ت به سختی لباشو از هم فاصله داد
×ا....اما اجرا و مراسم چی؟
چان لبخند گرمی زد و دست ا/ت رو گرفت
چان: نگران نباش هنوز یک ماه و دو هفته زمان داریم
بعد از بیرون رفتن دکتر همه ی اعضا دور ا/ت جمع شدن:
جونگین: نونا چرا همچین کاری کردی؟ میدونی چقد نگران شدم از دستت بدم؟
ا/ت نگاهی کلی به تمام پسرا انداخت همشون لاغر شده بودن و این میتونست نشون بده که عامل لاغر شدنشون اونه
لینو زد به بازوی جونگین و فقط طوری که اون بشنوه گفت:
_فعلا تحت فشار نزارش
فلیکس لبخند اشک آلودی زد و ا/ت روی توی همون حالت خوابیده بغل کرد
فلیکس: ا....ا/ت دلم برای بغل کردنت تنگ شده بود
ا/ت به آرومی فلیکس رو از خودش فاصله داد
×اوپا من همش یه هفته بیهوش بودم، گریه نکن
با نگاهی به بقیه اعضا و اشک توی چشم هاشون گفت:
×یاااا من که نمردم مرتیکه ها...ناسلامتی سنی ازتون گذشته گریه دیگه چیه؟
(پرش زمانی)
با شروع شدن مراسم همه گروه ها و سولوییست ها به ترتیب اجرای خودشون رو داشتن و این وسط یه اجرای سولو به ا/ت اختصاص داده شده بود و اون میتونست بعنوان بهترین اجرا براش توی خاطراتش ثبت بشه زیبا، بینظیر و همینطور هیجان انگیز
تمامی افرادی که برنده ی جایزه شده بودن به ترتیب به جایگاه میرفتن و با گرفتن جایزه اشون و سخنرانی کوتاهی دوباره سرجاشون میرفتن این وسط درست در دو زمان که ا/ت انتظارشو نداشت اول اسمش بعنوان معروف ترین چهره ی سال خونده شد و کمی بعد هم بعنوان بهترین اجرا جایزه ی بعدش رو گرفت، این براش افتخار بزرگی بود و همچنین برای اعضا که با افتخار براش دست میزدن و تشویقش میکردن، با خودش فکر میکرد که اگه اونروز مرده بود شاید هیچوقت اعضارو نمیتونست انقد شاد ببینه و خوشحالی اونا مهمترین چیز براش بود
END
- ۳۶.۸k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط