روی مرز خیانت
روی مرز خیانت
『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』
یک زندانی خطرناک...
یک مأمور با هویتی پنهان...
و عشقی که نباید هرگز اتفاق میافتاد.
جئون جونگکوک مردی است که پشت دیوارهای سرد زندان، ماه هاست با نفرت و خشم زندگی میکند. مردی که به هیچکس اعتماد ندارد و تنها هدفش پیدا کردن فرصتی برای انتقام از لوکا رومانو، کسی است که زندگیاش را نابود کرده.
اما ورود یک زندانی جدید، همهچیز را تغییر میدهد.
کیم تهیونگ... مردی آرام، محتاط و مرموز که برخلاف دیگران از نزدیک شدن به جونگکوک نمیترسد. کسی که با یک مأموریت وارد زندان شده: به دست آوردن اعتماد جونگکوک و پیدا کردن اطلاعاتی که میتواند لوکا رومانو را نابود کند.
اما هیچچیز طبق نقشه پیش نمیرود.
هر گفتوگو، هر درگیری و هر لحظهای که مجبور میشوند به یکدیگر تکیه کنند، فاصله بینشان را کمتر میکند. جونگکوک، مردی که سالها قلبش را پشت دیوارهای بیاعتمادی پنهان کرده، برای اولین بار کسی را پیدا میکند که میخواهد کنارش بماند.
و تهیونگ... بین مأموریتی که به آن قسم خورده و احساسی که هر روز بیشتر در وجودش ریشه میدواند، گرفتار میشود.
اما حقیقت همیشه پنهان نمیماند.
وقتی راز واقعی تهیونگ آشکار شود، اعتمادی که با سختی ساخته شده، در یک لحظه فرو میریزد.
حالا آنها باید انتخاب کنند...
بین قانون و عشق، بین گذشته و آینده، بین انتقام و بخشش.
چون گاهی سختترین فرار، فرار از زندان نیست...
فرار از احساسی است که نباید هرگز به وجود میآمد.
جئون وآنیلا
@jeon_nnn100
『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』
یک زندانی خطرناک...
یک مأمور با هویتی پنهان...
و عشقی که نباید هرگز اتفاق میافتاد.
جئون جونگکوک مردی است که پشت دیوارهای سرد زندان، ماه هاست با نفرت و خشم زندگی میکند. مردی که به هیچکس اعتماد ندارد و تنها هدفش پیدا کردن فرصتی برای انتقام از لوکا رومانو، کسی است که زندگیاش را نابود کرده.
اما ورود یک زندانی جدید، همهچیز را تغییر میدهد.
کیم تهیونگ... مردی آرام، محتاط و مرموز که برخلاف دیگران از نزدیک شدن به جونگکوک نمیترسد. کسی که با یک مأموریت وارد زندان شده: به دست آوردن اعتماد جونگکوک و پیدا کردن اطلاعاتی که میتواند لوکا رومانو را نابود کند.
اما هیچچیز طبق نقشه پیش نمیرود.
هر گفتوگو، هر درگیری و هر لحظهای که مجبور میشوند به یکدیگر تکیه کنند، فاصله بینشان را کمتر میکند. جونگکوک، مردی که سالها قلبش را پشت دیوارهای بیاعتمادی پنهان کرده، برای اولین بار کسی را پیدا میکند که میخواهد کنارش بماند.
و تهیونگ... بین مأموریتی که به آن قسم خورده و احساسی که هر روز بیشتر در وجودش ریشه میدواند، گرفتار میشود.
اما حقیقت همیشه پنهان نمیماند.
وقتی راز واقعی تهیونگ آشکار شود، اعتمادی که با سختی ساخته شده، در یک لحظه فرو میریزد.
حالا آنها باید انتخاب کنند...
بین قانون و عشق، بین گذشته و آینده، بین انتقام و بخشش.
چون گاهی سختترین فرار، فرار از زندان نیست...
فرار از احساسی است که نباید هرگز به وجود میآمد.
جئون وآنیلا
@jeon_nnn100
- ۶۰۵
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط