Part
#Part156
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
"شیرین"
نگاهی توی آیینه به خودم انداختم
خوب و مناسب!
رژ لب قرمزم رو برداشتم و یه دور قشنگ رو لبام زدم
عاشق رنگ قرمز بودم!
همه چیزهایی که پوشیدم بهم میامد، یه حس عجیبی دارم میخوام همه چی تموم باشم!
نمیخواستم از سام کمتر باشم
از نظر زیبایی اعتماد به نفس بالایی داشتم و دارم ولی از نظر تیپ یکم تردید دارم ، در اسرع وقت باید برم لباس بخرم!
نمیدونم چه صیغه ایه سام همیشه حتی توی لباسهای راحت و اسپرت حتی لباسهایی که هول هولکی میپوشه هم شیک و تر و تمیزه!
اووم باید یه سر و سامونی به کمد لباسهام بدم
با تک زنگی که رو گوشیم زد فهمیدم رسیده
تا حالا هیچ مشکلی نداشتم میدونم آخرش این صاحب خونه ی من سام رو میبینه!
از خونه زدم بیرون که با دیدن ماشینی که جلو خونه پارک بود چند لحظه کپ کردم
یه ماشین مشکی کوپه! اووم زیاد از ماشین سر در نمیارم ولی ظاهرش خیلی جیگر بود
با بوقی که زده شد چشمام رفت سمت رانندش درسته از ماشینش خیلی خوشم اومد ولی ذهنم بیشتر درگیر شد!
یعنی چطور اینهمه پول بدست آورده؟
با لبخندی که زیاد هم خالصانه نبود سوار ماشین شدم
دستم رو گرفت و به لباش نزدیک کرد و بوسه ی آرومی زد روش
_ سلام
با همون نیمچه لبخند سلامش رو جواب دادم که خرکت کرد
_ شیرین من چرا انقدر گرفتست؟
جوابی ندادم و سکوت کردم
به سکوتم احترام گذاشت و تا رسیدن به مقصد چیزی نگفت
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
"شیرین"
نگاهی توی آیینه به خودم انداختم
خوب و مناسب!
رژ لب قرمزم رو برداشتم و یه دور قشنگ رو لبام زدم
عاشق رنگ قرمز بودم!
همه چیزهایی که پوشیدم بهم میامد، یه حس عجیبی دارم میخوام همه چی تموم باشم!
نمیخواستم از سام کمتر باشم
از نظر زیبایی اعتماد به نفس بالایی داشتم و دارم ولی از نظر تیپ یکم تردید دارم ، در اسرع وقت باید برم لباس بخرم!
نمیدونم چه صیغه ایه سام همیشه حتی توی لباسهای راحت و اسپرت حتی لباسهایی که هول هولکی میپوشه هم شیک و تر و تمیزه!
اووم باید یه سر و سامونی به کمد لباسهام بدم
با تک زنگی که رو گوشیم زد فهمیدم رسیده
تا حالا هیچ مشکلی نداشتم میدونم آخرش این صاحب خونه ی من سام رو میبینه!
از خونه زدم بیرون که با دیدن ماشینی که جلو خونه پارک بود چند لحظه کپ کردم
یه ماشین مشکی کوپه! اووم زیاد از ماشین سر در نمیارم ولی ظاهرش خیلی جیگر بود
با بوقی که زده شد چشمام رفت سمت رانندش درسته از ماشینش خیلی خوشم اومد ولی ذهنم بیشتر درگیر شد!
یعنی چطور اینهمه پول بدست آورده؟
با لبخندی که زیاد هم خالصانه نبود سوار ماشین شدم
دستم رو گرفت و به لباش نزدیک کرد و بوسه ی آرومی زد روش
_ سلام
با همون نیمچه لبخند سلامش رو جواب دادم که خرکت کرد
_ شیرین من چرا انقدر گرفتست؟
جوابی ندادم و سکوت کردم
به سکوتم احترام گذاشت و تا رسیدن به مقصد چیزی نگفت
- ۱.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط