دو پارتی جونگکوک

دو پارتی جونگکوک

ولی در قفل بود همونجا مشت میزدی به در
ا.ت : (جیغ)
خیلی ازش میترسیدی هر لحظه ممکن بود از خود بی خود بشه و بیاد و گازت بگیره
بهت نزدیک شد دستشو گذاشت زیر چونت سرتو اورد بالا
کوک : بوی خونت مست کنندس
بلندت کرد بردت روی مبل بزرگه نشوندت
ا.ت : معلوم هست چته ؟
بدون هیچ حرفی دندون نیششو فرو کرد تو گردنت و خونتو میمکید
خیلی درد داشت داشتی از ته دل جیغ میزدی منتظر بودی تموم کنه
بعد ده دیقه ولت کرد
ا.ت : الان این چه کاری بود ؟
کوک : خیلی خودمو نگه داشتم نمیدونی چقد خ و ش م ز س ت
ا.ت : آییییی گردنم
کوک : میدونی خون آشاما چرا اینکارو میکنن ؟
ا.ت : لابد گشنن
کوک : نه
ا.ت : پس چی ؟
کوک : وقتی اینکارو با کسی بکنن یعنی درواقع اون یه نفرو مال خودشون کردن و اونو تبدیل به خون آشام
ا.ت : چیییییییی ؟
کوک : ببخشید
ا.ت : معلومه که نمیبخشم چرا باید با من.‌...
کوک : هی الان رسما ازت خاستگاری کردم جوابت چیه ؟
با اینکه ازش میترسیدی و اصلا اون انسان نبود و خیلی اذیتت کرد گفتی
ا.ت : باید فکر کنم
کوک : بگو (خیلی جدی)
چون خیلی جدی و عصبی گفت دیگه باهاش لج نکردیو گفتی
ا.ت : آره

الان که اون تورو تبدیل به خون آشام کرده مجبود بودی پیش خودش زندگی کنی
به مرور زمان عاشقش شدی و باهاش ازدواج کردی

بچه ها فعالیت امروز تمام من باید برم جایی و نت ندارم باییی ♡
دیدگاه ها (۱۱)

تک پارتی شوگا(صدای زنگ تلفن)ا.ت : الو ؟شوگا : سلام ا.ت : سلا...

تک پارتی جیمینتو به عنوان ندیمه ی پادشاه (جیمین) انتخاب شدی ...

دو پارتی جونگکوکتو یه مامور مخفی هستی و متوجه شدی که یه خلاف...

تک پارتی تهیونگمثل همیشه خسته از سر کار اومده خونه بعد خودتو...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

طراح عشق

Childhood love Part۲ا/ت: *گونه هام قرمز شد* من؟کوک: آره..مگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط