{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدرسه که میرفتیم ،

مدرسه که میرفتیم ،
هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت "مواظب باش خودتو جا نذاری"
و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم!
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جاگذاشتیم؛
توی یه کافه،
توی یه خیابون،
توی یه خاطره...
دیدگاه ها (۵)

ما دیگه اون آدم‌های گذشته نیستیم.یونس شدیم در شکم ماهی.ایوب ...

میگن تو بهشت یه فرشته هست به نام " ته دیگائیل " 😍این فرشته ک...

عکس ۳۵ سال پیش 😍

میﮔﻔﺘﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪﻫﻤﻪﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ،ﭘﯿﺪﺍ ﺑﻮﺩ...

#امگای‌شیرینم پارت ۵رفتم حاضر شدم و رفتم بیرون - تهیونگ مواظ...

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

پارت ۴۳:خاطره بازی(جونگ کوک)توی اتاق شخصی یوجین نشسته بودیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط