{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

### 🖤 پارت ۲: آغاز شکار

### 🖤 پارت ۲: آغاز شکار

خبر دزدیده شدن جیمین و جونگ‌کوک مانند یک انفجار در قلمرو مافیا پیچید. تهیونگ وقتی شنید، تمام وسایل روی میزش را با خشم به بیرون پرتاب کرد. چشمانش از خشم می‌سوخت. او کوک را شاید دوست نداشت (یا حداقل این را به خودش می‌گفت)، اما کوک بخشی از قلمرو امن او شده بود.

یونگی، برخلاف تهیونگ، آرام‌تر بود، اما آرامش او ترسناک‌تر بود. او بدون کلامی، اسلحه خود را چک کرد و به سمت جیمین رفت. او همیشه سعی می‌کرد جیمین را نادیده بگیرد، اما شنیدن اینکه جیمین در دست دشمن است، قلب یخ‌زده‌اش را به آتش کشید.

نامجون نیز با چهره‌ای سنگی، دستور داد تمام منابع اطلاعاتی به کار گرفته شود. او می‌دانست که این یک آدم‌ربایی ساده نیست؛ این یک اعلان جنگ از سوی دشمنان قدیمی بود.

"آن‌ها را پیدا کنید،" نامجون با صدایی که لرزه بر اندام زیردستانش می‌انداخت، دستور داد. "هر کسی که جیمین و کوک را لمس کرده باشد، باید در خون خودش غرق شود."

در حالی که سه مافیا آماده جنگ می‌شدند، در مخفیگاه دشمن، جیمین و جونگ‌کوک در یک اتاق تاریک و سرد به هم چسبیده بودند. ترس در چشمانشان موج می‌زد، اما در میان آن تاریکی، آن‌ها تنها چیزی بودند که در آن لحظه برای هم داشتند.
دیدگاه ها (۰)

۲پارت گذاشتم از رمان لطفا نظرتون رو توی کامنتا بگین💜💜

### 🖤 پارت ۱: سایه‌های قدرتسئول، شهری که هر شب با صدای گلوله...

۲یا۳ پارت از رمان رو الان میزارم بخونید اگه دوس داشتید خوشتو...

BROKEN RULES | part 6صدای باران آرام روی شیشه‌های بیمارستان ...

BROKEN RULES | part 9صبح هانسونگ مثل همیشه شلوغ بود.جونگ‌کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط