دلتنگت که میشوم
دلتنگت که میشوم
ناخودآگاه
تلفن قدیمی مان را برمیدارم
از دفتر خاطراتم
شماره ت را نگاه میکنم
شماره ت را میگیرم
و
به صدای نازک آن زنیکه ی نفرت انگیز
گوش میکنم
همانی که نبودنت را هرروز به رخم میکشد
وقتی که هر روز میگوید
"تلفن مشترک مورد نظر..."
هرروز زنگ میزنم تا آن زنیکه
کمی به یاد قدیم ها
حس حسادتم را بر انگیزد
ومن احمق
هرروز
فکر میکنم که ؛
اگر با تلفن قدیمی مان به تو زنگ بزنم
مثل قدیم ها
زود،تند،سریع
با آن صدای مردانه ت
زنانه گی ام را برمی انگیزی و
میگویی
"جانم عزیزدلم؟"
ناخودآگاه
تلفن قدیمی مان را برمیدارم
از دفتر خاطراتم
شماره ت را نگاه میکنم
شماره ت را میگیرم
و
به صدای نازک آن زنیکه ی نفرت انگیز
گوش میکنم
همانی که نبودنت را هرروز به رخم میکشد
وقتی که هر روز میگوید
"تلفن مشترک مورد نظر..."
هرروز زنگ میزنم تا آن زنیکه
کمی به یاد قدیم ها
حس حسادتم را بر انگیزد
ومن احمق
هرروز
فکر میکنم که ؛
اگر با تلفن قدیمی مان به تو زنگ بزنم
مثل قدیم ها
زود،تند،سریع
با آن صدای مردانه ت
زنانه گی ام را برمی انگیزی و
میگویی
"جانم عزیزدلم؟"
- ۳۵۴
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط