{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگت که میشوم

دلتنگت که میشوم
ناخودآگاه
تلفن قدیمی مان را برمیدارم
از دفتر خاطراتم
شماره ت را نگاه میکنم
شماره ت را میگیرم
و
به صدای نازک آن زنیکه ی نفرت انگیز
گوش میکنم
همانی که نبودنت را هرروز به رخم میکشد
وقتی که هر روز میگوید
"تلفن مشترک مورد نظر..."
هرروز زنگ میزنم تا آن زنیکه
کمی به یاد قدیم ها
حس حسادتم را بر انگیزد
ومن احمق
هرروز
فکر میکنم که ؛
اگر با تلفن قدیمی مان به تو زنگ بزنم
مثل قدیم ها
زود،تند،سریع
با آن صدای مردانه ت
زنانه گی ام را برمی انگیزی و
میگویی
"جانم عزیزدلم؟"
دیدگاه ها (۴)

عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش میکنند اگر ...

تو کجایی سهراب ؟؟؟؟؟وای از ان جمله تو ...

آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاریتا تپش نامنظم ق...

باید اینجا بودی بغلت میکردم با عشقت سر میکردمهر وقت تنها مون...

فاصله یک لبخند تا جنون

فاصله یک لبخند تا جنون

One

ظهر است و نور از پنجرهٔ سالن به درون پذیرایی می‌تابد و به ات...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_هجدهمیک دو سه نشد که ماشین از جاش کنده شد .پش...

‌یک روز تلفنت زنگ میخوردراننده ی خط واحددر حالی که مابین دره...

اطلاعات لطفاوقتی خیلی کوچک بودم مادرم یه تلفن دیواری خرید. ق...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط