{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش یک مرد مرده در فالت

نقش یک مرد مرده در فالت
توی فنجان مانده بر میزت
خط بکش دور مرد دیگر را
قهوه ات را دوباره میریزم
علی رضا آذر----------
چشم وا کردم از تو بنویسم
لای در باز و باد می آمد............



**
دیدگاه ها (۲)

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

چندپارتی جونگ کوک

🖤 مافیای منقسمت نهم | چیزی که نباید می‌دیدماشین همچنان در خی...

پارت ۱۹۵

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p۳۸دو جفت چشم سرخ...بعد سه جفت...بعد یکی ...

Part 2

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط