{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم

من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم

به تمام کوچه های بن بست

به تمام سنگفرشهای خیس

به تمام چترهای بسته

به تمام کافه های دنج

اما حالا که فنجان ها

از من نا امید شده اند

باور میکنم

از اول هم کافه چی

قولِ تو را

به قهوه ی دیگری داده بود !
دیدگاه ها (۴)

هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آ...

بِهتَرینَممیخواهَم با بویِ تَنَت زِندِگی را رَج به رَج نَفَس...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

میدونی عشق قلبم..عشق همون که بدونی تو رو فقط واسه خودت می خو...

‍ ‍ ‍ کمی خودتان را بردارید و بتکانید !از تمام این فکرهای بی...

من عابر تنهای ‌کوچه پس کوچه های دلتنگی امدر پی نشانی از تو ت...

پارت ۱

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط