{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای
آتش خرمن آهی که به قلبم زده ای

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی
در تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشی

من به بد قولی چشمان تو عادت کردم
به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد
بدوم با سر و پا باز به پایت نرسد

نکند حادثه ای باز به بادم بدهد
داغ فهمیدن یک راز به بادم بدهد

نکند جای تو را فاصله ات پر بکند
خاطره روی تورا سایه تصور بکند

از تمام تو فقط فاصله ات سهم من است
عشق وا مانده ی بی حوصله ات سهم من است!
دیدگاه ها (۹)

ای چشم تو دلفریب و جادودر چشم تو خیره چشم آهو در چشم منی و غ...

هر جا که دری بود زدمدر طلب او ویران شود این دل که چنین در به...

هرگز به جای خالی ات عادت نمی کنمحتی به بی خیالی ات عادت نمی ...

گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی ...!چون تو دارم همه د...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند ماه از اون شب بارونی گ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط