{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد سر کلاس داشت حضور غیاب میکرد یهو به اسم بارانه رسید

استاد سر کلاس داشت حضور غیاب میکرد یهو به اسم بارانه رسید، پرسید چرا بارانه؟؟؟؟
.
..
.
.
.
.دختره با هزار عشوه گفت:آخه اون روزی که من دنیا اومدم یه روز بارونی بوده!!
.
.
..
.
.پسره از ته کلاس گفت:خدارو شکراون روز آفتابی نبوده، وگرنه الان اسمت آفتابه بود دیگه;-)
دیدگاه ها (۸)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

KIM V

رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول ویو تهیونگ سلام اسم من کیم تهیون...

part 5نیلسو:داشتم از تعجب شاخ در می اوردم !که چرا اون پسر ا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۲نویسنده:یه ماه همینجوری گذشت ات با یونجون و کای حرف می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط