{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part¹⁰

علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/ کیوم£

بعد از پوشیدن لباس مشکی کوتاهم که به سلیقه و پیشنهاد سورنا برای مهمونی انتخاب کرده بودم رو همراه کفش های زر دار و براق پاشنه بلندم که نگین دوزی شده بود به تن کردم و روی صندلی میز آرایش نشستم. سورنا موهام و شونه زد و ریسه براق مو رو به سرم زد و مثل یه میکاپ ارتیست چیره دست و ماهر با تصور صورتم به جای بوم نقاشی به زیبایی قلم هارو به رقص درآورد و صورتم و گرته زد و رژ قرمز سرخ گون و به لب هام زد

: میتونی چشمات و باز کنی

انعکاس چهره ام از آینه هم برق میزد

+ وای!! تو واقعا یه میکاپ ارتیست معرکه ای دختر

صدای زنگ گوشیم به صدا دراومد کیوم پشت خط بود

+ بله.. باشه الان می یام

: کی بود

+ کیوم دم دره

تای آبرویی بالا انداخت

: زودتر میری؟

+ میزبان ماییم باید زودتر از میهمان حضور داشته باشیم. بابت همه چیز ممنونم سورنا اونجا می‌بینمت

: قابل تورو نداشت عزیزم..باشه

کت خز دار مشکیم و پوشیدم و کیف کوچیک مشکی ام رو که به تقلید از کفش هام براق و نگین دوز بود و برداشتم و از خونه خارج شدم.

کیوم با ماشین مشکی که شیشه رو پایین داده بود تا بتونم بشناسمش جلوی در منتظر بود. سوار شدم و سلام کردم. مات و مبهوت نگاهش و از بالا به پایین از سر میگرفت. همون طور که چشماش برق میزد با لبخندی که سرپوشی بر دهان بازش میزاشت تا زیاد ضایع نباشه گفت

: گاد! تو.. تو خیلی

+ زیبا شدم، خودم می‌دونم

لبخند صداداری کرد و ادامه جمله اش رو کامل کرد

: حیرت انگیز شدی

لبخند خجالت زده ای تقدیمش کردم و راه افتادیم.

مکان جشن یکی از کلوپ های نزدیک مدرسه برادران کانسوم بود که برای امشب توسط باشگاه مدرسه کیوم سیو شده بود. وقتی رسیدیم و ماشین و جلوی در متوقف کرد خیلی سریع از ماشین پیاده شد و درحالی که دکمه کت و شلوار مشکی خیره اش رو می‌بست و از حرکت لحظه ایش تو شوک بودم با قدم های بلند به طرفم اومد و در و برام باز کرد. با لبخند پیاده شدم

+ ممنون

بازوش رو با لبخند به سمتم گرفت. لحظه ای مکث تردیدم رو برطرف کرد پس با لبخند گرم تری دستم و دور بازوش حلقه کردم و وارد شدیم. فرد جلوی در مؤادبانه پالتو خزدار و از تنم در آورد و کیفم و گرفت.

صدای بلند موزیک واقعا آزار دهنده بود و دود سیگار و بوی الکل و مشروبیجات تو تمام فضا منتشر شده بود و پر کردن ریه هام از این بو من و به سرفه شدید می انداخت

: هعی تو خوبی

+ اره.. فقط به این جاها عادت ندارم

: میخوای برگردیم

درحالی که دستم و جلوی دهنم گرفته بودم تا از سرفه ام جلوگیری کنم با سر مخالفتم و نشون دادم و بعد از بهتر شدنم نفس عمیقی کشیدم و وارد جمعیت شدیم.

ناکیوم محکم دستم و گرفته بود تا بخاطر هول جمعیت و شلوغی گمم نکنه.
دیدگاه ها (۰)

part¹⁰علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢...

part ¹⁰علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون...

part⁹علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/...

سلام بچه ها من اومددددم خوش اومدم چه خبرا امتحانا چطور بود چ...

دیدار سوم:امروز رفتم دم مدرسه‌‌ش براش گل خریدم از ماشین پیاد...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵³ ..داشتم بغض میکردم ، نمیخواست...

عشق غیر ممکن part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط