{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات ترک کردن

𝕻𝖆𝖗𝖙:2
"خاطرات ترک کردن..."

جین سو:همینجوری خواستم بدونم
بیا بریم طبقه ی بالا.
جئون:بریم

راوی:میرسن بالا و دم در دکتر کانگ منتظر میمونن...

ا.ت:خب،نفر بعدی بیاد تو.
جئون:تو برو خونه
جین سو:مطمئنی؟
جئون:آره
جین سو:اوکی پس من رفتم
ا.ت:نمیاید داخل؟
جئون:الان میام
(لم داد روی صندلی بیمار و پاش رو روی اون یکی پاش گذاشت)
ا.ت:مشکلتون چیه؟
جئون:قفسه سینم درد میکنه
ا.ت:چیز خاصی خوردی یا ضربه ای بهتون خورده؟
جئون:نه خیر
ا.ت:میشه دراز بکشید؟
جئون:خیر
ا.ت:مگه نمیخواید درمان بشید؟
جئون:بستگی داره چیکار بخوای باهام بکنی...
ا.ت:میدونم منظورت چیه:)
ولی اگه مشکلی داری یه دکتر دیگه میفرستم
جئون:نه اتفاقا،تو از همشون بهتری
ا.ت:من با بیمارام قرار نمیزارم
جئون:چرا اونوقت؟
ا.ت:چون اونا فقط یک بیمارن
جئون:ودف...
ا.ت:لباستو باز کن
جئون:تا باهام قرار نزاری بازش نمیکنم.
ا.ت:اگه اینجوریه میتونم دکتر پارکو صدا کنم
جئون:خیله خب،بگیر بازش کن
ا.ت:خودتون بازش کنید
(باز میکنه و دراز میکشه)

راوی:بعد پنج دقیقه کار ا.ت تموم میشه و میره تا دارو تجویز کنه و جئون میره دوباره روی کناپه میشینه که یکی در میزنه...


🧁🧁🧁🧁🧁
دیدگاه ها (۰)

𝕻𝖆𝖗𝖙:3"خاطرات ترک کردن..."راوی:بعد پنج دقیقه کار ا.ت تموم می...

𝕻𝖆𝖗𝖙:4"خاطرات ترک کردن..."جین سو:هیونگ تو باز هزارتا دختر هر...

یه نکته درباره ی این فیک بهتون بگم...یه شخصیت جدید اضافه شده...

𝕻𝖆𝖗𝖙:1"خاطرات ترک کردن..."راوی:اوایل پاییز بود...بوی خاک خیس...

خون آشام پنهان ۱۹

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

چندپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط