{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل خوش سیری چند، حرف درگیری نیست

دل خوش سیری چند، حرف درگیری نیست
اون که مجنون تو بود، دیگه زنجیری نیست
هم موهام، هم چشمام، پای تو برفی شد
اما تو عالم تو، صحبت از پیری نیست
هر چی گفتی خوندم، پای حرفات موندم
توی چشمات اما، عکس تاثیری نیست
مثل اول نیستی، قابل حل نیستی
علتو می پرسم، میگی تغییری نیست
خیلی وقته چشمات، دنیاشون کمرنگه
جای عشقت خالی، دیگه تصویری نیست
نه بَهونَس قسمت، تو خودت توش موندی
این گناهِ بخت و، جرم تقدیری نیست
دل من شمعدون بود، چشمای تو آینه
شمعدونم دل داره، جنس تعمیری نیست
من تو رو می خواستم، با یه ذوق نقره
صحبتم از اسب و زین و شمشیری نیست
هر چی بود من کردم، خودمم می سوزم
تو برو من گفتم، از تو تقصیری نیست
آخرین پیغامو، واسه من آوردن
اون، اونی که واسش، کلی می میری نیست.
دیدگاه ها (۱۳)

پلک ها را پایین بکشبهشت چشمانت چقدر هوس انگیز است ..گاهی هوس...

تاریخ، داستان رشد و شکوفایی آزادی است و آزادی آدمی با آگاهی ...

بارانی ام…پره های چتر لای خاطره گیر کرده است…پرنده توی گلویم...

آنه ... تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم ها...

عاشقانه های شبنم

سناریو جونگکوک

وقتی ازش حرف میزنیم...امیر قطر میگه:هیس!🤫 واسه امنیتمون مجبو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

دید پنهان انفجار اشکار

برادر ناتنی

دلتنگ یک رفیق پارت ؟🗿🗿🗿🗿🗿سونیک : شدو تو دیگه نمیجنگی !!!!! ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط